محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
63
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
10 . در روز هفتم تند باد جنوب فرو نشست . 10 . و خداوند باد را از زمين گذراند و آسمان آرام شد . ( همان ، 8 : 1 ) 11 . از جنگى كه همچو لشكرى در افكنده بود و دريا آرام شد و تندباد فرو نشست و توفان باز ايستاد . 11 . چشمههاى سرشار و طاقهاى آسمان بند آمدند ، از آسمان نيز باران نباريد و آب پياپى از زمين رويگردان شد و پس از يكصد و پنجاه روز آبها كاسته شد . ( همان ، 8 : 2 - 3 ) 12 . و مردم به گل تبديل شدند و زمين همچون كوزهاى از هم شكافت . 12 . هر جنبنده اى در زمين مرد . . . همچنين تمامى مردم نيز مردند . ( همان ، 7 : 21 ) 13 . يكى از طاقهاى كشتى گشوده شد و نور بر چهرهام افتاد . 13 . نوح سقف كشتى را كه خود ساخته بود ، گشود . ( همان ، 8 : 6 ) 14 . و كشتى بر كوه نيصير پهلو گرفت و كوه آن را نگاه داشت و نگذاشت كه حركت كند . 14 . كشتى در ماه هفتم و در روز هفدهم از آن ماه بر كوه آرارات پهلو گرفت ( همان 8 : 4 ) دكتر « جان الدر » به اختلافات اين قصّه مىپردازد ، چنان كه مقرر مىدارد كه در تورات توفان به عنوان كيفرى از جانب خداوند براى نابودى بد كاران ايجاد مىشود ، حال آنكه در قصّه بابلى انگيزهء اين توفان هواى نفس خدايان سنگدل بوده است ، در تورات ، نوح همراهانش را از بلا مىرهاند زيرا وى انسانى نيكوكار است ، حال آنكه در قصّه بابلى قهرمان قصّه از آن روى رهايى مىيابد كه از ميان خدايان بسيار ياورى داشته است ، قصّهء تورات ديانتى توحيدى را بيان مىكند ، امّا بابليان پستترين مرتبهء ديانتهاى قائل به تعدد خدايان را به ما عرضه مىدارند ، همچنين ميان انديشهء بلند پايهء وحى در قصّه تورات و انديشه خرافى آكنده از خيالات و اوهام و چند گانه گويىهاى قصّهء بابلى تفاوت بسيارى وجود دارد ، با وجود آنكه آن [ روايت بابلى ] چكيدهء پيشرفتهترين چيزى است كه در يك دولت مترّقى متمدّن ، انديشهء بشرى به آن رسيده است . « 1 » به راستى اين سخن دكتر « جان الدر » سراسر حق نيست ، چرا كه در هر دو قصّه وقوع توفان كيفرى از سوى خداوند براى از بين بردن بدكاران است و بنابر سخن نوح ، توفان از آن روى در گرفت كه خداوند مىخواست انسان آفريدهء خويش را به آن دليل كه شرّش در زمين
--> ( 1 ) . جان الدر ، الاحجار تتكلّم ، ص 34 و 35 ؛ نيز : M . F . Unger , op - cit . , p . 372 - 373 .